چرا اسلام شناسان غربی شیفته علی(ع) هستند؟
امام علی(ع) رابطه ناگسستنی بین حکمت نظری و سیاسـت عملی برقرارمی کند وهـدف از زندگی کوتاه دنیـوی را مقدمه و آزمایشگاهی برای زندگی پایدار اخروی می نامد، برهمین اساس علاوه بر پاسخگویی به مردم ،دادگاه عدل الهی را محکمه ای می داند که زمامدار باید درمقابل آن پاسخگوی گفتار، رفتاروکردارخویش باشد.

گروه آیین و اندیشه فرهنگ نیوز: دوره کوتاه زمامداری امام علی (ع) سرشارازآموزه های گرانقدری است که می تواند به عنوان الگویی بی نظیرمورد توجه اندیشمندان سیاسی و فراترازآن دولتمردان قرار گیرد. امام علی(ع) رابطه ناگسستنی بین حکمت نظری و سیاسـت عملی برقرارمی کند وهـدف از زندگی کوتاه دنیـوی را مقدمه و آزمایشگاهی برای زندگی پایدار اخروی می نامد، برهمین اساس علاوه بر پاسخگویی به مردم ،دادگاه عدل الهی را محکمه ای می داند که زمامدار باید درمقابل آن پاسخگوی گفتار، رفتاروکردارخویش باشد.

زمامداری امام علی(ع) با نفی استبداد، خودکامگی و جورپیشگی همراه بود و درموارد متعددی در خطبه ها و نامه های خویش والیان و مسئولان حکومتی را به رعایت دقیق حقوق مردم فرا می خواند و آنها را از بیماری مهلک خود رأیی، تمامیت خواهی و انحصارطلبی برحذرمی داشت. توصیه به گذشت، چشم پوشی ازاشتباهات مردم و تواضع و فروتنی درمقابل آنان نه تنها ازنصایح اخلاقی، بلکه ازدستورات مؤکد وی به کارگزاران امورکشوری و لشکری بود.

امام علی(ع) خود نیـزبـه طریق اولی عامل بـه این وصایا بود و به مردم می فرمود: با من آنگونه که با ستمگران سخن می گویید، سخن نگویید، سخنانی که ازعصبانیت و خشمگینی شماست ازمن مخفی نکنید و ازراه سازشکاری با من وارد نشوید. فكرنكنید که اگر مطلب حقی را گفتید من ناراحت می شوم. وی با نفی چابلوسی، تجلیل و تمجید، پند و اندرز مردم در خطاها و اشتباهات احتمالی را از جمله حقوق خویش برمردم می شمارد و عنوان می کند از گفتن حق و مشورت عادلانه به من چشم پوشی نکنید.

سیره علی(ع) الگوی شایسته برای صاحبان قدرت:

چگونگی مواجهه حضرت علی(ع) با منتقدان، مخالفان و معاندان بسی درس آموزاست. وی نه تنها برمنتقدان خرده نمی گرفت، بلكه عمل انتقادی را دارای ارزش می دانست. امام درعهد نامه مالك اشتر یادآورمی شود كه ای مالك از میان آنان [مردم] كسی را به خودت نزدیك كن كه حرف حقی را كه تلخ است به تو بهترو بیشتربزند. درگفتار و كردارت كه خدا برای دوستانش نمی پسندد كمترتو را ستایش كند هرچند این كار تو را ناراحت نماید و دلتنگ شوی (نامه/ ۵۳).

گفتاروكردارامام علی(ع) با مخالفان و معاندان نیزدارای آموزه هایی شگفت است. علی(ع) درمقابل تندروی ها ومخالفت های خوارج از جاده انصاف، عدالت و آزادی خارج نشد و برآزادی ها و حقوق این گروه كه ازمخالفان وعنودان سرسخت بودند، پای فشرد وبه آنان گفت: بدانید كه شما نزد ما سه حق دارید و تا هنگامی كه همراه ما هستید آنها را از شما بازنمی گیریم؛ شما را ازمساجد خدا كه نام اورا درآنها بر زبان می آورید منع نمی كنیم، شما را ازدرآمد عمومی وغنایم تا زمانی كه دستتان درجنگ همراه ماست محروم نمی سازیم وتا جنگ با ما آغاز نكرده اید با شما نمی جنگیم.

درخصوص رفتار با دشمنان و رعایت عهد و پیمان با آنان نیزبه مالك اشتر می نویسد: اگر میان تو و دشمنت پیمانی بسته شد و یا امانی به او دادی باید به پیمان وعهد خود وفاداربمانی وامانت را درامانی كه داده ای رعایت كنی. هر پیمان وعهدی كه داده ای حفظ آن به عهده توست و برای حفظ آن باید سینه سپر كنی. زیرا در میان واجب های خدا، با همه اختلافی كه درفكر و عقیده میان مردم هست، واجبی كه مورد بزرگداشت بیش از وفای به عهد باشد درمیان اعمال واجب نیست. مشركان با اینكه ازنظرمعنوی غیرازمسلمانانند، برای پیمان احترام قائلند، زیرا ازتجربه های تلخ پیمان شكنی و عواقب آن اندرزآموخته اند.

بنابراین دروفای به عهد دغلكاری مكن وپیمان خویش را مشكن و به دشمن خود نیرنگ مزن، زیرا فقط نادان تیره دل نسبت به خدا گستاخ می گردد و درحقیقت خدا عهد و امان خود را در پناهگاه رحمت خویش در میان مخلوق خود قرارداده است تا ازاین دژ به عظمت خدا دست یابند و درسایه عظمت وی آسوده خاطر گردند. بنابرین نه دغلكاری ، نه نیرنگ ونه خیانت باید دیده شود. هرگاه به سختی افتادی مبادا پیمان را بدون دلیل شرعی برهم بزنی، زیرا با مشكلات پیمان ساختن به امید آن كه مشكلاتش بر طرف گردد و پایان شایسته ای داشته باشد، بهترازخیانتی است كه ازعوارض آن وحشت داشته باشی و بهترازاین است كه براثرخیانت به پیمان تحت تعقیب خدا قراربگیری كـه نه در دنیا و نه درآخرت اززیر بارمسئولیت آن نتوانی بیرون بیایی ( همانجا)

چگونگی برخورد با دشمن:

اوج زیبایی برخورد با دشمن را در موضوع وصیت امام علی(ع) درخصوص ابن ملجم مرادی، قاتل علی(ع) دیده می شود. وی به فرزندانش امام حسن و حسین چنین سفارش می كند: من دیروز در میان شما بودم و امروز مایه پند شما و فردا از میان شما خواهم رفت. اگرماندم خودم با ابن ملجم حسابم را می رسم و اگرنابود شدم، نابودی وعده گاه من است. اگرعفو كردم، بخشش وسیله ایست برای تقرب من به خدا و ثوابی است برای شما، بنابراین ازاوصرفنظر كنید كه خدا می گوید: آیا دوست ندارید خدا گناهان شما را ببخشد (نهج البلاغه، نامه ۲۳). مواظب باشید درخونریزی فرو نروید، نگویید امیر- المومنین كشته شد، امـیرالمومنین به قتل رسید. توجـه داشته باشید كـه دربرابركشته شدن مـن، فقط یك ضربت دربرابرضربت وی به اوبزنید، اورا “مثله” ننمایید، زیرا من ازرسول خدا(ص) شنیدم می فرمود: ازمثله كردن هرچند نسبت به سگ هار پرهیزنمایید (نامه شماره ۴۷٫ص،۷۵۱). بعد از من خوارج را به قتل نرسانید، زیرا كسی كه به دنبال حق باشد و آن را نیابد مانند كسی نیست كه دنبال باطل برود و آن را بدست آورد (خطبه/ ۶۰)

رویکرد امیرالمومنین در لحظات سخت حکمرانی:

اسلام دین تعقل و اندیشه است و از انسان خواسته می شود برای انتخاب بهترین ها اندیشه کند. موعظه، نصیحت و جدال احسن و حتی دعوت مخالفان به گفتگو توصیه می شود. بنابراین یکی از وظایف اصلی رهبران الهی هدایت است. بر همین مبنا است که حضرت به دشمنان مهلت اندیشیدن داده و در آغاز جنگ شتاب نورزیده(خطبه ۴۳) و آن را به تاخیر می اندازد(خطبه۵۵) و قبل از جنگ نیز با طرف مقابل اتمام حجت می کند(خطبه/۱۳۷) و از لغزشها در می گذرد(خطبه۱۵۹) و پیمانشکنان را مورد لطف خود قرار می دهد(خطبه/ ۴) و بعد از جنگ فرمان عفو عمویم صادر می کند و فرمان عدم تعقیب فراریان را صادر می کند…( نامه/ ۲۹).

رفتار و منش علی در جنگ ها نیز بر معیار عدالت استآنجایی که عدالت به او اجازه دهد تساهل و مدارا به خرج خواهدداد و جایی که عدالت اجازه ندهد دست علی برای مدارا بسته خواهد بوداز همین روست که در جنگها فرمانمىدهددرختان را قطع نکنید، بیگناهان را نکشیدآب آشامیدنى را مسموم و مسدود نکنید، فراریان را تعقیب نکنید، بااسیران به نرمى رفتار کنید، اموال مسلمانان را به غنیمت برندارید و»( عسکرى، ۱۳۷۵: ۲/۱۴۷) حضرت در وصیت خود بهفرزندش امام حسن مجتبی، نکته های ارزشمندی از تساهل و مدارا را آموزش می دهند؛ «هنگامى كه بر دشمنت غلبهكردى، شكر قدرت را عفو او قرار ده»خطبه/ ۸۶ ، حكمت/ ۱۱).

«هرگز پیشنهاد صلح از طرف دشمن را که خشنودی خدا در آن است رد مکن که آسایش رزمندگان و آرامش فکری و امنیتکشور در صلح تأمین میگردد… اگر پیمانی بین تو و دشمن منعقد گردید یا در پناه خود او را امان دادی، به عهد خویشوفادار باش و بر آنچه بر عهده گرفتی امانتدار باش و جان خود را سپر پیمان خود گردان؛ زیرا هیچ یک از واجبات الهیهمانند وفای به عهد نیست که همه مردم جهان با همه اختلافاتی که دارند در آن اتفاق نظر دارند

پس هرگز پیمان شکن مباش و در عهد خود خیانت مکن و دشمن را فریب مده… پس از محکم کاری در قرارداد نامه دستاز بهانهجویی بردارمبادا مشکلات پیمانی که بر عهدهات قرار گرفته و خدا آن را بر گردنت نهاده تو را به پیمان شکنی وادارد»نامه/ ۵۳).  از سوی دیگر خطاب به یارانش که عازم جنگ صفین بودند، فرمودند؛ «اى فرزندان مهاجران، به سوىسرکردگان کفر و بازماندگان جنگ احزاب و دوست.

برچسب ها: فرهنگ>دین واندیشه،

تاریخ : جمعه 13 مرداد 1396 | 12:57 ب.ظ | نویسنده : رامین رسولی | نظرات

  • paper | خرید از اینترنت | قالب وبلاگ